تبلیغات
tavanayi haye ensanha - باتوام

    با‌ توام، میشنوی؟! 

 

 

هی!

با توام!

این بار با توام!

این بار خواهم گفت،

دلم را رهسپار هیچ سازی نمیسازم

شبم را، دل به مهتابی نمیبازم

تو را بت‌خانه‌ای از عشقُ از ایمان نمیسازم

تو را در رهگذار بی‌کسی‌ها من نمی‌بازم

با توام من!

با تو میگویم نشان عشقُ ایمان را

ولی افسوس صدایم با صدایِ سازِ ِتو، ناساز میسازد

تو میدانی چه کردی با تمام لحظه‌های صبرو ایمانم!

ولی صدبار افسوس،

که با تو خانه‌ای در دور دست‌های شهر عشقُ پولکها

نمیسازم!

 

شعر از مریم سرود

نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٦ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ توسط مریم سرود

  • کوه
  • گلریزون
  • ضایعات