تبلیغات
tavanayi haye ensanha - حدود طاقت وتوانایی انسان در شرایط سخت

حدود طاقت و توانایی انسان در شرایط سخت و خشن

حدود طاقت و توانایی انسان
مقدمه : وقتی شرایط سرما . گرما . خستگی . گرسنگی . تشنگی و فشارهای مختلف بیرون از اندازه باشد انسان به سر حد طاقت و تحمل خود می رسد اما این حد تا کجاست و تا چه حد می توان آن را بالا برد ؟
از آنجا که معمولاً نظامی ها بیشتر در معرض فشارهای مختلف قرار می گیرند عده ای از پزشکان و کارشناسان لشکری و کشوری در این باره به مطالعه پرداخته اند . مقاله زیر حاصل بررسی آنهاست .
******************************
افسر فرماندهی که در اثر تلاش شبانه روزی خسته و فرسوده شده است کوهنوردی که در ارتفاع چند هزار متری توانش را از دست داده است چه تصمیم آگاهانه ای می تواند بگیرد ؟
سربازهای پیاده نظام پس از یک پیاده روی طولانی یا ورزشکارانی که برای شکستن رکورد تا آخرین حد توان خود تلاش کرده اند و از فزط خستگی دیگر نای ندارند قادر به چه تلاش هایی هستند ؟

میزان هوشیاری یک کوهنورد یخزده یا نگهبان نیمه یخزده ای که پاس می دهد چه می تواند باشد ؟
خلاصه انسان تا کجا می تواند پیش برود ؟ خستگی تشنگی گرسنگی سرما استرس فشارهای گوناگون پژوهشگران کشوری و لشکری را بر آن نموده است تا به مطالعاتی در مورد حدود توانایی انسان بپردازند و به اتفاق پزشکان بتوانند این حدود توانایی و تحمل را روشن کنند .
از لحاظ پزشکان لشکری قضیه روشن است از نظر آنها پارامترهای طاقت و قدرت تحمل یا زنده ماندن متعدد است و دستگاه فرماندهی خواه مساله ، مساله فضانورد ،خواه مساله غواصان ،و خواه مساله راهپیمایی طولانی در هوای ۵۰ درجه زیر صفر یا ۵۰ درجه بالای صفر باشد باید راه ارزیابی این پارامترها و بهره برداری از آنها را بداند تا در مانورهای خود موفق شود و به همین جهت است که پزشکان کشوری و لشکری معروف جهان درباره صدها سرباز جوان و تازه به خدمت درآمده که به حکم منطق از صحت و سلامت مزاج برخوردار هستند پرداخته اند تا بدانند اوضاع و احوال آنها در شرایط مختلف چگونه خواهد بود و در وضعیت های متفاوت چگونه رفتار خواهند کرد .

گرما
درجه حرارت بدن انسان معمولا در میان دو قطب ۵/۳۶ درجه سانتیگراد و ۵/۴۰ درجه سانتیگراد نوسان دارد و به طوریکه می بینیم فاصله شان از یکدیگر فقط ۴ درجه سانتیگراد است اما این فاصله ممکن است به حداقلی نزدیک به ۳۰ درجه سانتیگراد و حداکثری نزدیک به ۴۲ درجه برسد که فاصله آن بدین ترتیب به ۱۲ درجه خواهد رسید .
دمای ۴۲ درجه همان ازدیاد غیر طبیعی حرارت بدن است که هنوز درباره مکانیسم آن چندان چیزی نمی دانیم جز اینکه میزان مرگ و میر در چنان حالتی بالا می روذ و به حدود ۲۵ در صد می رسد . و آن عبارت از سندرومی است که ازدیاد غیر طبیعی حرارت بدن را با اختلال های مشاعر و رفتار و اختلال های کبدی و کلیوی در می آمیزد .
علت آن چیست ؟ علت آن عدم تعادل در میان افزایش حرارت بدن در اثر شرایط محیطی و شدت تلاش جسمانی انسان و از میان رفتن گرما بر اثر عرق ریختن است .
تصویر سنتی چنین چیزی همان تصویر راهپیمایی های نظامی فراتر از حد معمول در زیر آفتاب سوزان و دمای ۵۰ درجه بالای صفر و آنهم با کوله پشتی و بار و بنه سنگین است . که چون هنوز از این ازدیاد غیر طبیعی حرارت بدن سر در نمی آوریم و راه مداوایش را نمی دانیم فقط به عنوان یک ناظر به آن نگاه می کنیم .
اما مسئله فقط مساله خدمت و کار نظامی در آب و هوای استوایی و.. نیست مساله می تواند مساله ملوان کِشتی در ماشین خانه – مساله مامور آتش نشانی با لباس ضدآتش یا مساله کارگر ذوب آهن در برابر کوره های سوزان کارخانه نیز باشد . اما باید گفت در میان همه فشارها و اجبارهایی که انسان با آن روبرو می شود تطابق با گرمای محیط اِشکال و دردسر کمتری دارد زیرا که انسان می تواند با دمای بیرونی ۶۵ درجه بالای صفر هم بسازد و مکث هایی در اثنای تلاش و کار و به طور مستمر در معرض آفتاب یا گرما و سرما قرارنگرفتن از موثرترین روش ها است خواه مساله در مورد آب و هوا باشد و خواه شرایط کاری مانند کار مقابل آتش . زیرا که اصل مهم این است که انسان در چنین شرایطی همچنان عرق کند .
سرما
در زمینه مقاومت در برابر سرما چندی قبل چندین آزمایش مهم از طرف گروهی از پزشکان لشکری صورت گرفت از روز بیستم مارس تا بیستم آوریل ۱۹۸۳ واحدی از مدرسه کوهستانی شامونی در فرانسه به سرپرستی سرگرد ژان کلود مارتیه به تمرینی درمورد قدرت زنده ماندن و طاقت در برابر سرما مبادرت کرد این تمرین در روی کوه های یخ مناطق قطبی شمال کانادا در فراسوی ناحیه بافن صورت گرفت جایی که دمای بیرون تا ۴۷ درجه زیر صفر پایین می رفت و ترازنامه ای که به دست آمد از این قرار بود : صورت سه چهارنفر از این واحد آزمایشی به صورت سطحی دچار سرمازدگی شد اما لوازم و سازو برگی که به اصطلاح تجهیزات واحد را تشکیل می داد موثر از آب درآمد.
برای دیدن سرمای بسیار سخت که همیشه و در همه جا علت اولیه مرگ هر غریقی است احتیاج نیست که دور برویم چندی قبل ۱۲ داوطلب وابسته به مرکز دریایی و کشتیرانی گلنان در آب های ( بل ایل ) اقیانوس اطلس به آزمایش دیگری پرداختند و این آزمایش در زمینه وسایل و لوازمی بود که برای زنده ماندن در مقابل سرما می توان از آن استفاده کرد . در میان این عده می توان از دکتر ( کنتری لاموت ) هم نام برد که به میل و اراده خود برای انجام این آزمایش سوار زورقی شده بود و لباسی که به تن داشت شلوار و نیم تنه ای از پارچه نوفذ ناپذیر و مشمع گونه بود . پس از ۵ ساعت توقف در دریا حرارت داخلی بدن او به ۳۴ درجه سانتیگراد رسید در صورتی که دمای هوا صفر درجه و دمای آب ۱۰ درجه بالای صفر بود .
درجه حرارت انسان در آب یخ زده یا آب سرد در صورتیکه هیچگونه وسایل حفاظت در برابر سرما نداشته باشد به ۳۱ تا ۳۰ درجه سانتیگراد می رسد . رقمی که اگر پایین تر از این برسد مرگ می آید .
خستگی
مقاومت در برابر خستگی در جریان تمرین هایی بررسی شده است در خلال این تمرینها تحقیق و مطالعه در دو زمینه صورت گرفت یکی تباه شدن قدرت مشاعر و قدرت تصمیم گیری افراد تحت آزمایش و دیگری تاثیر داروهایی که اختصاص به رفع خواب دارد .
مشاعری که در جستجوی اطلاعات است تا حدود ۷۲ ساعت بیداری مقاومت می کند اما وقتی که فرد به این مرحله رسید توانایی ارزیابی و تصمیم گیری اش در فرایندی از بدبینی پرخاشجویی و خشم که نشات گرفته از شدت خستگی و فرسودگی جسمانی است درهم می ریزد .
اما خیلی پیش از آن مدت هم یعنی قبل از آنکه مدت بیداری به بیست و چهارمین ساعت برسد مشاهده شده که مدت تصمیم گیری طولانی شده و قدرت بررسی اطلاعات و نتیجه گیری تنزل یافته است خلاصه در اثر بیخوابی لحظه ای فرا می رسد که امکان پیش بینی حوادث از میان می رود . عارضه های گوناگون و بسیاری دست می دهد . فرماندهی که در اعماق پناهگانه خود باید در مورد حمله متقابل تصمیم بگیرد یا عنصر مشکوکی که تحت نظر بازجوها قرار گرفته وسوال پیچ شده است رفته رفته در اثر بیخوابی زیاد همه این توانایی ها را که گفتیم از کف می دهد و مراقبت از تکنیک هایی که باید هر لحظه گوش به زنگ باشد و هر لحظه کار دیده بانی انجام بدهد دستخوش سستی می شود .
هیچ دارویی وجود ندارد که در مکانیسم های بیداری تاثیر قاطع و صد در صد داشته باشد توسل به آمفتامین ها ( Amphetaminues ) هم مستلزم این است که رفته رفته بر مقدار مصرف افزوده شود و از سوی دیگر مصرف این داروها سرانجام حالتی را به بار می آورد که انسان ناگهان احتیاج شدیدی به خواب احساس می کند اما بی شک همیشه وضع چنین نخواهد بود و هم اکنون در آزمایش روی حیوانات فعل و انفعال تعدیل کننده و بازدارنده ای که روی مواد مختلفه صورت می گیرد این امکان را فراهم می آورد تا مدت بیداری به ۶ روز برسد ( در اینجا ذکر این نکته ضروری است که مراد از این مواد مختلفه که بیان نمودیم مواد مختلفه ای است که توسط مغز خود حیوان ساخته می شود ) .
تغذیه
حداقل جیره ای که برای زنده ماندن لازم است چقدر است ؟
درواقع جیره هست تا جیره …. و مقدار این جیره ها به صحنه های پیش بینی پذیر بستگی دارد جیره خلبانی که به بیرون پرتاب شده است – و باید این امکان را به او بدهد که مدت سه روز و به طور روزانه با سه چهار هزار کالری – پایداری کند با جیره کماندوئی که مدت پانزده روز در میان خطوط دشمن به حال خود رها خواهد شد تفاوت زیادی دارد .
اما اگر پیش از این کارها به مدت حداقل یک ماه برای مقابله با چنین اوضاعی تمرین کم خوراکی دیده شود تفاوت بسیار خواهد کرد .
در اینجا نقطه ای هست که بازگشت از آن غیرممکن است نباید گذاشت بدن بیشتر از نصف ذخایر پروتئینی خود را از دست بدهد (آلن بومبار) مردی که سوار بر یک قایق ماه ها بدون غذا در اقیانوس ها زندگی کرد – حداقل در مورد کسانی که غرق می شوند – نشان داده است که طبیعت می تواند جانشین جیره شود . برای اینگونه اشخاص تور پلانگتون گیری به اندازه لباس گرمازای ضرورت دارد تا بتواند مانند ماهی ها از پلانکتون دریا تغذیه کند .
تشنگی
تشنگی علامت خطری برای کم شدن مایعات بدن است که بیشتر در مواقع راهپیمایی های طولانی و عبور از صحراها و کویرهای داغ و سوزان به انسان دست می دهد . این کاهش مایعات می‌تواند ناشی از عرق کردن زیاد، استفراغ، اسهال، تب، گرگرفتگی، آفتاب سوختگی یا رژیم غذائی باشد.آب مایه حیات است و اغلب جانداران توانایی چندانی در مقابله با بی آبی ندارند . این احساس در مناطق گرمسیری و کویری در انسان تشدید می شود . همانطور که می دانیم تنها راه متصور رفع عطش و تشنگی , نوشیدن آب است , اما این تنها ترین راه نیست چرا که گاه باید تشنگی را در طبیعت به نحوی دیگر کاهش داد هرچند که بدن نیازمند آب باشد . حتما این نکته را بخاطر باید سپرد که در مواقع بی آبی و تشنگی مفرط تن پوش خود را در آورده و از قسمت سینه و شکم (نیم تنه بالا ) روی سنگی که بیشتر ساعات روز در سایه بوده است و کمی سرد و نمناک است , دراز کشید و در همان حالت تا۲۰ دقیقه ماند با این عمل احساس تشنگی فرو کش خواهد کرد و تا مدتی در حدود نصف روز (۸-۶ ساعت) احساس تشنگی از انسان دور می شود . با وجود اینکه در خلال این زمان بدن به آب نیاز دارد , اما احساس فرد نسبت به این احتیاج آزار دهنده نیست . این عمل در شب هنگام در کویر که یافتن آب مشکل است برای یک دسته افراد نظامی که نیاز مفرط به آب داشته اما دسترسی به آن ندارند بسیار کارایی دارد .

ارتفاع از سطح دریا
کوهنوردی که در میان دو دیواره یخ گرفتار مانده باشد به ندرت بیشتر از دو ساعت و نیم تا سه ساعت زنده می ماند در اینجا هم وسایل و لوازم و تجهیزات پیشرفت شایان ملاحظه ای کرده است اما پاها چه کفش و جوراب داشته باشد و چه نداشته باشند بیرون از اندازه در معرض سرما هست . علل دیگری هم در این میان هست که باعث مرگ می شوند . در واقع عارضه هایی مثل بروز اختلال هایی در قلب و عروق و تنفس که به کاهش فشار جو ّ و کاهش اکسیژن و تاثیرات کاهش رطوبت هوا و افزایش تشعشع خورشید ارتباط دارند به میان می آیند و این عارضه ها بر عارضه کاهش غیر طبیعی حرارت بدن نیز افزوده می شوند .
کاهش اکسیژن که به اصطلاح علمی ایپوکسی ( hypoxi ) خوانده می شود بزرگترین ناراحتی است که ارتفاع – از سطح دریا – به بار می آورد و وسایلی برای خو گرفتن به این ناراحتی در آزمایشگاه وجود ندارد .
عادت به کمبود اکسیژن فقط از این راه به دست می آید که شما بتدریج و مرحله به مرحله از کوه بالا بروید و از تجربه دو قبیله ای که در ارتفاع بیشتر از ۴۰۰۰ متری زندگی می کنند استفاده کنید ( و این دو قبیله که می گوئیم کچوآهای جبال آند و شرپاهای جبال هیمالیا هستند ) و برای آنکه بتوان به زندگی در ارتفاع های بسیار عادت کرد باید نسل ها بیایند و بروند .
شخصیت های فردی هریک از ما هم به اندازه تمرین در این میان دخالت دارد یکی ممکن است در ارتفاع ۲۵۰۰ متری سرگیجه بگیرد و یکی دیگر ممکن است مثل ( ر . مسنر ) آلمانی که در قله ۸۰۰۰ متری هیمالیا کاملا سرحال بود سرزنده و سرخوش ارتفاع ۶۰۰۰ متری را هم زیر پا گذاشته و بالاتر رود .
عمق
دریاهای عمیق درمقابل نفوذ انسان همچنان سرکش و ناسازگار مانده است در اواخر سال ۱۹۸۲ آمریکائیها برای غوطه زدن در اعماق دریا درصدد اقدام برآمدند و هیئتی راداخل صندوق های فلزی به اعماق دریا فرستادند این هیئت به عمق ۶۸۶ متری رسید ( در سال ۱۹۷۴ فرانسوی ها به عمق ۶۱۰ متری رسیده بودند و این آزمایش را چندی پیش هم دوباره از سر گرفتند ) – آزمایش آمریکایی ها بیار بدفرجام شد زیرا که یکی از غواص ها گرفتار اختلالات روانی شد . برنامه ریزان این آزمایش چنین پنداشته بودند که افزودن ازت به مخلوطی از هلیوم و اکسیژن می تواند سندروم عصبی را که بر اثر فشارهای شدید پدید می آید تخفیف بدهد اما این امر اختلالات و اشکالات غیرمترقبه ای در دستگاه تنفس به بارآورد و مثل ادویه مخدر باعث خواب آلودگی و کرختی شد . و این اشکالات و اختلالات به اندازه ای مهم بود که دولت امریکا هرگونه اعتباری را برای پیگیری پژوهش هایی در عمق بیش از ۶۰۰ متر لغو کرد .شکست دیگر این است که هنوز هم هیچگونه توضیحی درباره تباهی و بیماری استخوان که گریبانگیر برخی از غواصان شد و خطر ابتلا به سرطان را به میان آورد داده نشده است ( و این غواص ها کسانی بودند که مدت درازی را در عمق بسیاری به سر برده بودند ) . دکتر (بروزول ) که مرکز بررسی ها و پژوهش های بیوفیزیولوژیکی نیروی دریایی فرانسه را در بندر تولون اداره می کند در این باره چنین می گوید :
- خواه مساله ، یاری دادن به یک زیردریایی یا گرفتن موشکی از دریا باشد و خواه درمورد غیر نظامی ها و مسئله جستجوی نفت در عمق دریا باشد اکثر این کارها در عمقی کمتر از ۶۰۰ متر انجام می پذیرد و این منطقه را می توانیم منطقه مفید بخوانیم . ولی رفتن به عمق بیشتر مسائل و مشکلاتی را به بار می آورد که احتیاج به مطالعات و تلاش های بیشتری دارد .
- به این ترتیب انسان از این سیر و سیاحت در انتهای قلمرو خود چه نتیجه هایی را به دست می آورد ؟
پیش از هر چیز حدود توانایی های خودش را اندازه گیری می کند برخی اسرار همچنان پابرجا می مانند ( آیا خستگی نشات گرفته از چیز دیگری جز فرسوده شدن ذخایر انرژی است ؟ افزایش غیر طبیعی حرارت بدن چه چیزی است ؟ غواص چرا گرفتار بیماری استخوان می شود ؟ ) از این گذشته انسان فرصت ادای احترامی نسبت به ( هانس سلیه ) دانشمند کانادایی به دست می آورد که در سال ۱۹۳۲ درباره سندروم تطابق سوالاتی را در زمانی به میان می آورد که هیچیک از عواملی که بعدها صحت نظرات او را اثبات کرد شناخته نشده بود . و همچنین فرصت ادای احترامی هم نسبت به ( ژان دوسه ) به دست می آورد که برنده جایزه نوبل شد زیرا نشان داده بود که اگر هیچ انسانی در روی زمین از لحاظ جسمانی و فکری مثل همسایه خودش عکس العمل نشان نمی دهد این امر ملیاردها دلیل دارد .
اما مخصوصاً انسان باید اعتقاد پیدا کند که توفیق او برای زنده ماندن در فشارهای مافوق طاقت در واقع سه کلید دارد :
۱-رموز ژنتیک او
۲-انگیزه های او
۳-کارآموزی های او
اگر یکی از این کلیدها کم باشد یا زنگ زده باشد نتیجه جز شکست چیز دیگری نخواهد بود . اگر هر سه کلید چرخ داده شوند همه چیز – آری همه چیز – ممکن است دیده شود . راه زنده ماندن در میان سختی ها از دیار هنرنمایی ها و کارهای درخشان و پهلوانانه ای می گذرد .
……………………………………………………….
منبع : مجله دانستنیها

  • کوه
  • گلریزون
  • ضایعات